یکم که بزگتر شدم بهم گفتن پسره. اون پسره هست. چاقه. احمقه
. همیشه افسردس. ناظم مدرسمون هم یادمه بهم می گفت پسر. خدا خیرش بده آقای عابدی مرد بزرگی بود. خدا برا خانوادش نگهش داره. همیشه به من میگفت پسر. راستش فامیلم رو صدا می زدن ولی فامیلم همیشه برام غریبه بود. بیشتر فامیلم رو که صدا می کردن یاد بابام می افتادم.
بزرگتر که شدیم دوران راهنمایی و دبیرستان شدیم جوون. اون جوونه. اون جوونه دختر بازی می کنه. اون جوونه که علافه همش سر کوچست. اون اسکه. تو این سن بعضی اوقات پسر هم صدام می کردن.
رفتیم دانشگاه سال اول بهمون گفتن مهندس. آره مهندس خالی. دیگه دانشگاهای ایران رو دیدن دیگه به همه توش می گن مهندس. حتی به من.
گفتیم می ریم خارج تو فیلم ها دیده بودم همه اینجا همدیگرو به اسم صدا می کنن از شانس گند ما اسم ما اینقدر دراز و سخت بود هیچکس نتونست تلفظ کنه اینجا هم شدیم مستر. خلاصه هیچکس اسم ما رو هیچوقت صدا نکرد.
فکر کردی اینجا تموم می شه ؟ نه کور خوندی اینارو گفتم که زمینه سازی کرده باشم.
خلاصه اینکه هرچی بزرگتر و بزرگتر شدیم حسرت به دلمون موند که یکی اسم ما رو بگه. حقیقتش رو بگم از دوران دبیرستان دیگه وقتی کسی اسمم رو صدا می زد یه جورایی به دلم می شست. علاقه مند می شدم بهش. تا زمان گذشت. تو دوران جوونیمم هیچ دوستی به خصوص دختر اسمم رو صدا نزد. نمی دونم چرا ولی نزد. بعد حس کردم که شاید واقعا اینجوریه که شاید آدم ها اینجورین. ولی بعد از یه مدت یه سری اتفاقات جالب افتاد. یه مدت روابطم با دورو بری هم به هم ریخت. سگ شدم ( حتما داری می گی مگه الآن نیستی؟ چرا الآن هستم ولی حالت سگیم اون موقع بود. بعد از اون اسمم رو زیاد می شنیدم. هر کس که می خواست معذرت خواهی کنه اسمم رو می گفت. جالب شده بود برام. که چرا الآن من این همه دلم می خواست کسی اسمم رو بگه ولی هیچکس نمی گفت ولی الآن همه می گن. همه. دوستام آشنایان خانواده آدمایی که تو روز باهاشون سر و کار دارم.
از اون موقع بود که از اسمم بدم اومد. حس کردم تو نیای ما اسم هم ابزار شده. صمیمیت ابزاره. همه چی همه چی. خلاصه که آره منم با این اسم یک متر و نیمیم داستان هایی داشتم.
می دونین به چی فکر می کنم؟ راستش الآن دیگه همه اسمم رو می گن. ولی فکر کنم آخرشم که مردم همه به هم دیگه بگن اون یارو پیره بود چرت و پرت می گفت مرد. یا رو قبرم بنویسن اون یارو متولد فلان جا در تاریخ فلان.
جالب بود نه؟ اینم آخرش برای دوستانی که خیلی علاقه دارن به زور من رو افسرده کنن بگم که موضوع این پست اسمم بود نه چیز دیگه. حرف هایی هم که آخرش در مورد مرگ زدم مضاح بود و فقظ برای خنده.
موفق باشید.
موج.
